مجله اینترنتی وبلایت

فروشگاه های آنلاین وبلایت

مجله اینترنتی وبلایت

به حواس پنجگانه فرصت تجربه های جدید بدهیم

سعید ایل بیگی | شنبه | 1397/04/02 | 09:30 | شماره ی اول

0

231

ویدئوهای به حواس پنجگانه فرصت تجربه های جدید بدهیم صداهای به حواس پنجگانه فرصت تجربه های جدید بدهیم تصاویر به حواس پنجگانه فرصت تجربه های جدید بدهیم

تجربه های جدید اگر به برنامه های اساسی زندگی ، لطمه اساسی تر نزند، اعتماد و عزت نفسمان را افزایش می دهد، حس قدرت می دهد و بر مفید بودنمان می افزاید. وقتی دچار تجربه های جدید می شویم حواس پنجگانه مان بیشتر تحریک می شود، دقت ما افزایش می یابد ، سیستم ایمنی بدنمان بیشتر تمرکز می کند و برای تازه تر شدن سلول های مغز اکسیژن بیشتری در رگ ها جابجا می شود

هر کسی به بعضی چیزها آلرژی دارد، مثلاً صدایی خاص، بویی خاص، غذایی یا آب و هوایی و...
پیشنهاد می شود برای رفع این مشکل، گاهی حواسمان را با هم  " جابجا "  کنیم!
مثلاً اگر بویی ما را می رنجاند، آن را بشنویم! صدایی اگر ما را آزار می دهد، آن را ببینیم! چشیدن طعمی اگر موجب ناراحتی است، آن را لمس کنیم!!
شاید بپرسید این حرف ها چیست؟
در دنیایی که ما زندگی می کنیم همراه با میلیاردها انسان دیگر ، تجربیات و حس های مشترک فراوانی پیدا می شود ، هر کسی به نوع و شیوه خود آن ها را از محک تجربه گذرانده اما عده بسیار کمی هستند که تجربیات خاص و بکر خود را دارند. از آن جمع البته تعداد بسیاری به دلیل ویژگی های شغلی به این تجربیات رسیده اند یا به خاطر موقعیت مکانی و جبر جغرافیایی و انگشت شمارند افرادی که تن به تجربه های جدید می دهند و دنیا را روز به روز برای خود تازه و نو می کنند.
به طور معمول ما در زندگی یک سری آموزه های مشخص داریم و همیشه و هر روز از آن ها استفاده می کنیم، برخی میراث پدران ما هستند وبرخی علاقه و سلیقه و انتخاب خودمان در زندگی؛  بعنوان مثال ساعتی که صبح ها برای بیدار شدن و ورود به صحنه زندگی انتخاب کرده ایم، نحوه صبحانه خوردنمان و ترکیب مواد غذایی دلخواهمان، سبک لباس پوشیدن و رنگ بندی و جنس لباس ها و مسیری که طی می کنیم تا به محل کار ، دانشگاه یا مدرسه برسیم ، هم چنین وسیله نقلیه مورد نیاز و خیلی موارد دیگر ، این ها مواردی است که احتمالا  سال ها برای ما یکسان بماند و دست به تغییر آن نزنیم ( مگر اجباری در کار باشد ) و حتی نیازی هم به تغییر آن حس نکنیم؛ شاید از آن جهت، که تصور می کنیم ایجاد تغییرات این چنینی آرامش و تمرکزمان را بهم می زند.
مثلاً در دوران کودکی غذایی خورده ایم و مریض شده ایم و دیگر حاضر نیستیم با گذشت حتی سالیان سال دوباره آن غذا را امتحان کنیم و آن تجربه را تکرار، یا در گذشته از خیابانی عبور کرده ایم و آنجا حادثه تصادفی برایمان رخ داده، حال تصور می کنیم هر گاه از آن خیابان عبور کنیم با رفتار های غلط رانندگی مردم آن منطقه مواجه می شویم و ممکن است دوباره همان اتفاق رخ دهد ؛ جالب تر آنکه شاید دیگران را هم منع کنیم از تجربه ای که خود از آن حذر داریم.
یکی از آفت های تن دادن به عادات چندین و چند ساله ، گذر سریع زمان است در ذهنمان ؛ حتما شما هم با این حس روبرو شده اید که این روزها خیلی سریع تر از دوران کودکی سپری می شود؛ یقینا طول شبانه روز همان 24 ساعت است، کم و زیاد نشده، چیزی تغییر نکرده، این ماییم که عرصه ذهنمان مثل دوران کودکی پاک و خالی از تجربه نیست . مثل آن دوران هر اتفاقی را با دقت و کنجکاوی برانداز و در ذهن ثبت نمی کنیم و با خیالات کودکانه آن را بسط و گسترش نمی دهیم، رویا پردازی نمی کنیم و از خوب و بد هر چیز یک بازی بیرون نمی آوریم. بنابراین دچار لحظات و دقایق تکراری زندگی می شویم و دیگر دلیلی ندارد آن ها را بخاطر آوریم، یعنی بخش زیادی از زمان روزانه را که درگیر امور تکراری هستیم به صورت خودکار ازعمر خود پاک کرده ایم .نتیجه اش هم می شود گذر سریع عمر.
اگر سال هاست سراغ برخی اتفاقات که دوستشان نداریم ( و دلیل خاصی هم برای دوست نداشتنمان نداریم ) نرفته ایم، برویم، اگر غذایی را سال هاست نخورده ایم ، بخوریم ، اگر رنگی را از بچگی دوست نداشته ایم، دوست بداریم ، اگر به شهری تا به حال نرفته ایم، برویم، نه لزوماً بخاطر اینکه تفکرمان غلط بوده و اشتباه کرده ایم، نه ؛ صرفاً بخاطر تجربه های جدید و درک بهتر از دنیای اطراف.

حتی با علم به اینکه فلان غذا بد است ، سعی در تجربه کردنش داشته باشیم ، قدرت پذیرش و ظرفیت تحمل خود را برای پدیده های ناشناخته یا ( بصورت پیش فرض ) نا مطلوب بالا ببریم.
تجربه های جدید اگر به برنامه های اساسی زندگی ، لطمه اساسی تر نزند، اعتماد و عزت نفسمان را افزایش می دهد، حس قدرت می دهد و بر مفید بودنمان می افزاید.
وقتی دچار تجربه های جدید می شویم حواس پنجگانه مان بیشتر تحریک می شود، دقت ما افزایش می یابد ، سیستم ایمنی بدنمان بیشتر تمرکز می کند و برای تازه تر شدن سلول های مغز اکسیژن بیشتری در رگ ها جابجا می شود.حالا اگر احیاناً اهل ریسک کردن باشیم که همه این موارد چند برابر می شود.
آنچه در ابتدای این مطلب اشاره کردیم به عنوان جابجایی حواس پنجگانه از آن روست که نباید عادت کنیم به آنچه بوده و نمانیم بر یک منوال ، به خودمان فرصت تغییر بدهیم و از قالب و پوسته کهنه خود بیرون آییم.
حذر کردن همیشه چاره راه نیست، گاهی حذر را با سفر " جابجا " کنیم...
 

نظر به صورت خصوصی ارسال شود.