مجله اینترنتی وبلایت

فروشگاه های آنلاین وبلایت

مجله اینترنتی وبلایت

نقدی کوتاه بر فیلم سینمایی طلا

سعید ایل بیگی | شنبه | 1397/04/02 | 09:30 | شماره ی اول

0

321

ویدئوهای نقدی کوتاه بر فیلم سینمایی طلا صداهای نقدی کوتاه بر فیلم سینمایی طلا تصاویر نقدی کوتاه بر فیلم سینمایی طلا

طلا» فیلمی به کارگردانی پرویز شهبازی و تهیه‌کنندگی مشترک رامبد جوان و محمد شایسته است که خردادماه امسال فیلمبرداری اش را به اتمام رساند تا بتواند در فهرست فیلم های جشنواره فیلم فجر ۳۷ به نشستن سیمرغ روی شانه های عواملش امیدوار باشد

طلا» فیلمی به کارگردانی  پرویز شهبازی و تهیه‌کنندگی مشترک رامبد جوان و محمد شایسته است که خردادماه امسال فیلمبرداری اش را به اتمام رساند تا بتواند در فهرست فیلم های جشنواره فیلم فجر ۳۷ به نشستن سیمرغ روی شانه های عواملش امیدوار باشد.
پرویز شهبازی کارگردان طلا، که پیش از این با فیلم‌های "نفس عمیق"، "عیار ۱۴"، "دربند" و "مالاریا" خودش را به اهالی فیلم و سینما  معرفی کرده در فیلم جدیدش به مقام کارگردانی اکتفا نکرده است. نویسندگی و تدوین طلا هم به عهده خود اوست.
در دنیایی که بسیاری از صاحبان تولیدات موفق معتقدند سینما حاصل خرد جمعی است  و فیلم های درخشانی نیز با همفکری تیم کارگردانی ساخته شده، شهبازی برداشتن چند هندوانه با یک دست را تجربه می کند. او طلا را فیلمی در ادامه آثار  قبلی اش می داند.
طلا با بیکاری دو برادر و تعدیل نیروی های کارخانه ای که در آن مشغولند آغاز می شود.  بعد از آن است که یکی از برادر ها با چند رفیق شریک می شود برای راه اندازی یک رستوران.  پولی که قرار است جور شود و باقی گره هایی که نویسنده فیلمنامه می اندازد به کار شخصیت های داستان.
نام  فیلم اما  از موهای طلایی دختر بیماری وام گرفته شده که برادرزاده  شخصیت مرد اصلی است.
او هرکاری می کند برای جور شدن پول درمان طفل.
طلا هدفی است که در مسیرش وسیله ها توجیه می شود حتی اگر به قیمت دزدی و یا از دست رفتن جان دیگری باشد.
طلا از نظر ساخت و کشش قصه فیلمی است که نگاه مخاطب را تا لحظه های پایانی با خود نگه می دارد  اما از لحاظ محتوا ، اثری است خالی از امید و امیدواری.  تنها نقطه سفیدش ،پشیمانی دختر داستان از سقط جنین است که آن هم حاصل بارداری نامشروع است از پسر قصه.
اتفاقی که از نظر کارگردان فیلم با فرهنگ ایرانی اسلامی ما همخوان نیست اما شهبازی تمایل داشته آن را نمایش دهد.  در کنار تمایلات کارگردان، نام یکی از تهیه کنندگان اثر نیز در فهرست عوامل سازنده قابل توجه است. رامبد جوان.  اسمی که با خنده و خندوانه گره خورده و با برنامه پرمخاطبش چند سالی است مردم ایران را می خنداند. جوان با کارنامه اخیرش انگار می خواهد خطی بکشد میان مدیوم  تلویزیون و سینما. تلویزیون دنیایی شاد و پر امید و سینما،  تلخی و درماندگی. تناقضی  که ساخت فیلم نگار و صحنه های پر خشونتش در جشنواره سال گذشته نیز تقویت کننده آن است.
طلا از نگاه منتقدان سخت پسندی چون فراستی،  فیلم خوبی است اما روحش به درخشندگی نامش نیست.
فیلم  تمام می شود اما چیزی که می ماند؛
 دیالوگی  از یک تماشاگر در ذهن من.
دیالوگ را  خانم جوانی گفت که به زور و با گلایه خودش را از  صندلی های سینما می کند:
«حالم میخواد به هم بخوره. چقدر تلخی! همه مون این حرفها رو می دونیم.سینمای ما چرا اینطوریه؟
یه ذره امید ! فقط یه ذره!

پرویز شهبازی در نشست خبری فیلمش، منتقدین را بچه های دبستانی ای خطاب کرد که نقد کردن نمی دانند اما خوب است بداند برای زمانی نزدیک به دو ساعت چه میزان ناامیدی و تردید فروخته و  در مقابل چقدر درآورده!

نظر به صورت خصوصی ارسال شود.