مجله اینترنتی وبلایت

فروشگاه های آنلاین وبلایت

مجله اینترنتی وبلایت

فرهنگتو گرم کن

سعید ایل بیگی | شنبه | 1397/04/02 | 09:30 | شماره ی اول

0

471

ویدئوهای فرهنگتو گرم کن صداهای فرهنگتو گرم کن تصاویر فرهنگتو گرم کن

جسمش سیال است و پرتحرک اما سرما چنان دویده به جانش که خیلی توان ندارد برای اندکی تحرک . «فرهنگ» را می گویم ؛ همان که یخ زده از سرمای بی توجهی اما قلبش هنوز ، فسرده نیست . یک دنیا آرزوهای رنگی دارد برای من و تو برای وقتی که تاجِ توجه را بگذاریم بر سرش، تا همه چیز ،خیلی نرم ، بنشیند سر جای خود.


جسمش سیال است و  پرتحرک  اما
سرما چنان دویده به جانش که خیلی توان ندارد برای اندکی تحرک .
«فرهنگ» را می گویم ؛ همان که یخ زده از سرمای بی توجهی اما
قلبش هنوز ، فسرده نیست .
یک دنیا آرزوهای رنگی دارد برای من و تو
برای وقتی که تاجِ توجه را بگذاریم بر سرش،
تا همه چیز ،خیلی نرم ، بنشیند سر جای خود.

وقتی هوایِ دل روزها سرد است،
فرهنگت را گرم کن !
بگذار جان بگیرد.
«فرهنگ» ، مظلوم است.
«فرهنگ»، نجیب است و این نجابتش شاید مظلوم تَرَش هم کرده.
هر وقت، فهرستی از مشکلات و معضلات ردیف می شود زیر هم ،
جلوی راه حل ها می نویسند : « فرهنگ سازی شود »

همه می دانند «فرهنگ» چقدر متبحر است،
چقدر کارآمد است و دلسوز.
چقدر جلوی تولد مشکلات ناخواسته را می تواند بگیرد ،
 اما خیلی ها نمی بینند که «فرهنگ» ، گوشه ای پشت در ، توی سرمای مشکلات نشسته به انتظار
 در حالی که همه ، چشم به راه  ساخته شدنش هستند.
غافل از اینکه این «فرهنگ»  اگر گرم شود ، همه وجودش می شود جان .
می دود در رگ های شهر
می رود در اعماق وجود تک تک آدم های خسته از نابسامانی،
تا هرچه و هرکه کنارش بنشیند را به سامان کند.
مثلا فکرش را بکن !  اگر گاو صندوق اقتصاد بیفتد روی غلطک «فرهنگ».
رشد و رونق اقتصادی چه شتابی بگیرد !
یا «فرهنگ» بیفتد به پای درخت سلامت.
چه سیب های سرخی ، بار بدهد!
یا مثلا اگر با «فرهنگ» برویم برای خرید.
یا ببریمش سر سفره خورد و خوراکمان
یا  «فرهنگ»  بیاید و شاهد عقدمان باشد
حتی بشود با «فرهنگ»، خانه ی مان را چیدمان کنیم.

اصلا تیله های غلطان فرهنگ اگر بیفتد به تسبیح دست نماینده ای ، شهرداری و یا فرماندار منطقه ای دوری...
چه می شود ؟!
 فکرش را بکن!
رانندگان جاده و خیابان های شهر ، پدال «فرهنگ» بیاید زیر پایشان.

نتیجه چه می شود اگر بازار «فرهنگ» هم رونق بگیرد ؟
دست و بالش گرم شود
کار و بارش بگیرد ؟
تحویلش بگیریم .

من و تو هم ،هرکدام به سهم خود یکی از این گوی های سپیدِ گل انداخته به جان  داریم .
فرهنگت را گرم کن!
تا جان بگیرد.
دستش اگر باز شود از پس خیلی کارها برمی آید.
جاری که شود ؛
گره هایی  برایمان باز می کند که فکرش را نمی کردیم


فرهنگت را گرم کن!
بگذار بدود در جان خسته شهر
بگذار قلب تپنده جامعه باشد «فرهنگ» ؛
تا خون بدود به بخش هایی که نمی رسد.
تا زمستان هم چهره لطیفش را با دانه های برف، نرم بکشد به روی گونه هایت .
در شهری که چراغ «فرهنگ» ، گرم گرم روشن است.
اینجا، چراغی روشن است.
 

0:00
0:00
فهرست پادکست ها
نظر به صورت خصوصی ارسال شود.